تبلیغات
کلاس فیلم سازی - تاریخ سینما6

2-3 فیلم های نخستین   

 ( آنچه در این بخش گفته می شود درباره فیلم های نخستین اغلب کشورها صادق است.)

فیلم های آغازین سینمای آمریکا

تا سال 1907 عمدتا فیلم سازان فیلم های تک نمایی می ساختند و هدفشان آن بود که صحنه ای را که جلوی دوربین قرار داشت عینا فیلم برداری کنند. آن ها هیچ گاه روابط زمانی ، مکانی و قوانین علّی داستانی را از رهگذر دخالت های سینمایی خلق نمی کردند. دوربین را در چنان فاصله ای از رویداد قرار می دادند که تمام قد آدم ها و نیز فضای بالای سر و پایین پای آن ها نشان داده شود. پس از به کار انداختن دوربین نیز ، فیلم برداری تا زمانی ادامه پیدا می کرد که رویداد به طور کامل ضبط شود. دوربین ، به ویژه در نماهای خارج از استودیو ، بی حرکت باقی می ماند و گاهی برای تعقیب رویداد از قاب بندی مجدد استفاده می شد. دستکاری در رویداد از طریق روش هایی مانند تدوین و نورپردازی معمول نبود. در واقع این سبک فیلم سازی مبتنی بر نگرش تاتری آن ها نسبت به سینما بود ، به این معنی که آن ها گمان می کردند ، نمایی که از یک صحنه گرفته می شود ، باید مانند تصویری باشد که تماشاگر ردیف اول تئاتر از آن صحنه می بیند. همچنین از آن جایی که عمده بازیگران فیلم های اولیه از تئاتر جذب سینما شده بودند ‏، بازی هایشان تئاتری و مصنوعی بود. به همین دلایل است که فیلم های قبل از 1907 بیش از آن که سینمایی به نظر برسند ، تاتری به نظر می رسند.

فیلم سازان اولیه ، علاقه ای به پیوند میان نماها ، یعنی تدوین ، از خود نشان نمی دادند. آن ها برای اتصال یک نما به نمای دیگر یا برای خلق یک روایت خطی پیوسته و یا برای قرار دادن تماشاگر در جهت خاصی از زمان و مکان به ایجاد قواعد و اصول مشخصی دست نمی زدند ، البته بودند کسانی که در پی ایجاد روش های جدید می گشتند ، به همین خاطر در طول همین دوره نیز فیلم های چند نمایی ساخته شدند ، ولی تعدادشان تا قبل از 1902 بسیار اندک بود. از سال 3- 1902 تا 1907 ، کم کم فیلم های چند نمایی باب شدند. با وجود این ، فیلم سازان ممکن بود از توالی نماها برای ایجاد نوعی علیت خطی یا برقرار کردن روابط زمانی- مکانی مشخص استفاده نکنند ، بلکه از آن صرفا برای ضبط نقاط اوج رویداد و تاکید بر آن ها بهره بگیرند و این طبیعی است که تدوین در این نوع سینما ، در خدمت افزایش لذت بصری باشد و نه در خدمت پرداخت داستان. از جمله این تمهیدات بصری که در آن سال ها به وجود آمد رویداد متداخل و برش تطبیقی است.

در حقیقت تماشاگران اولیه سینما علاقه شان به فیلم بیشتر به خاطر جذابیت بصری آن بود ، نه به خاطر داستان گویی. در طی این دوره تاکید بر جذابیت بصری سینما چنان زیاد بود که بسیاری از اهل نظر سینمای آغازین را « سینمای جاذبه های بصری » و سینمای دوره انتقال را « سینمای انسجام روایی » می نامند. در سینمای اول تماشاگر به قراردادها و قواعد سینمایی (که امروزه برای ما ابتدایی جلوه می کنند) اشراف نداشت ، به همین خاطر معنا را از رهگذر اطلاعاتی که از پیش در باره رویداد آن صحنه داشت ادراک می کرد. اما سینما در دوره انتقال تماشاگر را به تدریج وادار ساخت که بر اساس دانش خود درباره قواعد و قراردادهای سینمایی ، قطعات مختلف داستان را در کنار هم بچیند و آن را ادراک کند.

از جمله مهم ترین و تاثیرگزارترین کسانی که تحولاتی چند در فیلم های اولیه ایجاد کرد ، ادوین استنتن پورتر( Edwin Stanton Porter ) بود. پورتر برای شرکت ادیسون (Edison ) کار می کرد و از عالم تئاتر وارد سینما شده بود ، ولی با این وجود درک بهتری از سینما داشت. از اولین فیلم های مهم او زندگی یک آتش نشان آمریکایی (Life of an American Fireman ) بود که در سال 1902 ساخته شد. زندگی یک آتش نشان آمریکایی اولین فیلم داستانی سینمای آمریکا به شمار می آید. این فیلم تقریبا 10 دقیقه بود و از هفت صحنه تشکیل می شد. فیلم داستانی کاملا واقع گرایانه داشت و بیننده را به شدت تحت تاثیر قرار می داد.

زندگی یک آتش نشان آمریکایی نقطه عطفی در تاریخ سینما محسوب می شود. پورتر در این فیلم از ضبط ساده و مستقیم رویدادها پرهیز کرد و از تکنیک هایی استفاده کرد که برای زمان خود کاملا تازه بودند. مهم ترین تمهید تکنیکی این فیلم تدوین بود. پورتر فقط آن بخش از رویدادها را نشان می داد که پیش برنده داستان بودند. علاوه بر این از فیلم نامه ای استفاده کرد که در آن شرح کامل صحنه ها ، مکان ها و حرکت های دوربین نوشته شده بود و در واقع نسخه اولیه ای از فیلم نامه های امروزی به شمار می آمد. نکته دیگری که در این فیلم تازگی داشت استفاده پورتر از نماهای آرشیو ( فیلم هایی که قبلا توسط استودیوی ادیسون گرفته شده بودند) و تلفیق آن ها با صحنه های بازسازی شده نجات بود. پورتر با این عمل توانست یک شکل منحصر به فرد سینمایی را ارائه کند ، یعنی داستانی ساخته شده از حوادث کاملا واقعی.

روند فیلم سازی در دوره آغازین سینما

صنعت سینما هنوز به آن مرحله از نبوغ نرسیده بود که مانند دیگر موسسه های بزرگ سرمایه داری به تقسیم کار دست بزند. در آن زمان تولید، توزیع و نمایش همگی در حوزه وظایف یک تن بود.

تولید فیلم در این زمان به هیچ وجه مبتنی بر سلسله مراتب نبود ، درست بر خلاف روشی که بعدها هالیوود در پیش گرفت و با تقسیم دقیق کار ‏، نوعی خط تولید به وجود آورد. حتی بسیاری از مشاغل سینمایی در آن زمان آن چه ما امروز تصور می کنیم نبودند. یکی از شاخص ترین کارگردانان آن زمان پورتر بود. او که برای شرکت ادیسون کار می کرد ( البته بعدها مستقل شد ) بعد از یک سری از فعالیت ها در شرکت ادیسون به مقام کارگردانی رسید ، اما بر خلاف عنوان رسمی اش ، تنها بر جنبه های فیلم برداری و تدوین نظارت داشت و مسئولیت کار با بازیگران و میزانسن بر عهده کسانی بود که در تئاتر تجربه اندوخته بودند. دیگر استودیوهای آمریکا نیز همین رویه را دنبال می کردند.

نخستین کارگردان سینما ، به معنای امروزی آن را احتمالا شرکت بایوگراف ( Biograph ) در سال 1903 به خدمت گرفت. کارگردان این شرکت باید بر همه جوانب فیلم برداری نظارت می کرد ، زیرا تولید رو به افزایش فیلم داستانی ایجاب می کرد که فرد مشخصی که از نحوه پرداخت فیلم و روابط میان تک تک نماها آگاهی دارد مسئولیت این کار را به عهده گیرد. روشی که شرکت بایوگراف برای ساخت فیلم به کار برد کم کم به صورت یک استاندارد برای استودیوهای دیگر فیلم سازی آمریکا در آمد.

در واقع با وجود این که عمده فیلم های دوره آغازین سینما را فیلم های ساده و ابتدایی از حوادث عادی زندگی روزمره یا مسابقات مشت زنی و یا صحنه های رقص تشکیل می دادند ، بودند فیلم سازانی که با دیدی بهتر به پدیده سینما نگاه می کردند. این سینماگران سینما را وارد دوره انتقال ( 1918 – 1907 ) کردند ‏ دوره ای که در آن سینما دوران کودکی خود را پشت سر می گذارد.

+ ادوین استنتن پورتر ( Edwin Stanton Porter )     

ادوین استنتن پورتر در 21 آوریل 1869 در ایالت پنسیلوانیا به دنیا آمد.

پورتر مدتی به تحصیل مشغول شد ، اما مانند بسیاری از جوانان آن زمان ، به محض این که به سنی رسید که می توانست کار کند مدرسه را ترک کرد و حرفه هایی مانند خیاطی ، کارگری تاسیسات و... را تجربه کرد.

پورتر در 1893 در نیروی دریایی آمریکا ثبت نام کرد و از آنجا که در رشته مکانیک استعداد و مهارت داشت ، افسر نیروی دریایی ، برادلی آلن فیسک ( Bradley Allen Fiske ) ، که خود یک مخترع بود ، او را به عنوان دستیار خود به خدمت گرفت.

پورتر که از کلنجار رفتن با ماشین ها لذت می برد در 1896 ، پس از پایان خدمتش در نیروی دریایی ، نزد مخترع نامدار ، ادیسون ( Edison ) ، رفت و در استودیوی او در نیویورک به کار پرداخت. در این استودیو تصاویری برداشته می شد که قرار بود با ویتاسکوپ ( Vitascope ) به نمایش در آید.

پورتر خیلی زود جزء اشخاص معدودی شد که می دانست چگونه با دوربین های دشوار و پیچیدۀ فیلم برداری آن زمان کار کند. در استودیوی ادیسون ، پورتر نه تنها از حقوق کافی برخوردار بود بلکه در آنجا امکان تجربه کردن ایده های نو را نیز داشت. و در واقع فرصتی برایش فراهم شد تا در این موج جدید جایی برای خود دست و پا کند.

همانند دیگر فیلم برداران دهه 1890 پورتر نیز ، به سهم خود از صحنه های مسابقات مشت زنی ، سیر و سیاحت ها و حوادث بسیار ساده فیلم می گرفت اما برخلاف دیگران ، مدام به دنبال راه های تازه ای می گشت تا فیلم های خودش را از دیگران متمایز کند. او به مطالعه فیلم هایی که از اروپا می آمد پرداخت و در این بین به خصوص تحت تاثیر آثار فیلم ساز فرانسوی ، ژرژ ملیس ( George Melies) قرار گرفت. ملیس به جای آنکه مانند آمریکایی ها از صحنه های کوتاه و مجزای زندگی روزمره فیلم برداری کند ، به بیان داستان پرداخت و برای این کار از کنار هم قرار دادن صحنه های مختلف استفاده می کرد.

به زودی پورتر توانست در استودیوی ادیسون مسئولیت کلیه امور فیلم سازی از قبیل انتخاب موضوع ، فیلم برداری ، رهبری بازیگران و تدوین نسخه نهایی را به عهده بگیرد.

در ابتدا آثار پورتر ، بیشتر الهام گرفته از آثار دیگران بود اما به سرعت توانست قدرت تخیل خاص خود را بروز دهد و فیلم هایی در خور توجه و متفاوت بسازد. فیلم جک و درخت لوبیا ( Jack And The Beanstalk ) که در سال 1902 ساخت الهام گرفته از فیلم های ملیس و اقتباسی از داستان محبوب بچه ها بود. پورتر فیلم زندگی یک آتش نشان آمریکایی ( The Life Of An American Fireman ) را نیز با الهام از فیلم مشهور انگلیسی ، به نام آتش ( 1902- Fire ) ، ساخته جیمز ویلیامسون ( James Wiliamson) ساخت.

پورتر فیلم زندگی یک آتش نشان آمریکایی را در سال 1902 ساخت و در آن از تصاویر آرشیوی استفاده کرد که در استودیوی ادیسون یافته بود. این فیلم اولین فیلم داستانی سینمای آمریکا به شمار می آید که با زمانی حدود ده دقیقه از 7 صحنه تشکیل شده بود. به این ترتیب پورتر آغازگر فیلم های داستانی در آمریکا شد ، آن هم فیلم هایی که بر خلاف فیلم های داستانی ملیس که بیشتر جنبه تخیل ، هزل و شوخی داشتند از بعدی واقع گرایانه برخوردار بود. ابداعاتی که پورتر در این فیلم انجام داد نیز به نوبه خود درخور توجه بودند و در کل ، فیلم زندگی یک آتش نشان آمریکایی را به فیلمی موفق تبدل کردند.

پورتر که از نتایج فیلم جدیدش راضی بود ، مشتاقانه طرح های بلندپروازانه تری را در پیش گرفت. استودیوی ادیسون از او خواست که فیلمی بر اساس کلبه عمو تام ( Uncle Tom's Cabin ) بسازد. پورتر علاقه خاصی به این داستان نداشت و کار را بدون اشتیاق انجام داد. با این همه حاصل ، فیلم بدی از آب در نیامد و با زمانی حدود 25 دقیقه به عنوان طولانی ترین فیلمی که تا آن زمان در آمریکا ساخته شده بود شهرت بسیاری کسب کرد. بلافاصله بعد از اتمام کلبه عمو تام ، پورتر به سفارش خطوط راه آهن د.ل.و ( Delaware Lackawanna & Western ) یک فیلم تبلیغاتی ساخت.

در سال 1903 پورترفیلم مهم سرقت بزرگ قطار (The Great Train Robbery) را در 14 صحنه و با زمانی نزدیک 17 دقیقه ساخت. داستان فیلم ساده و درباره گروهی از سوارکاران دزد بود که دست به سرقت از یک قطار می زنند و سرانجام با تلاش گروهی از مردم به دام می افتند و کشته می شوند. در این فیلم پورتر علاوه بر کارگردانی ، نوشتن فیلم نامه ، فیلم برداری و تدوین را نیز بر عهده داشت. سرقت بزرگ قطار با موفقیت بسیاری همراه بود و تا دو سال نمایش داده شد.

پورتر در فیلم های بعدی اش کماکان به ابداعات جدید(به ویژه در زمینه تدوین) پرداخت. در فیلم محکوم سابق ( The EX-Convist ) ، تدوین متضاد ( Contrast Editing ) و در بیمار دزدی ( The Kleptomania ) ، تدوین موازی (Parallel Editing ) را تجربه کرد و در هر دوی آنها به نوعی به طرح مسائل اجتماعی پرداخت.

در 1906 پورتر فیلمی به نام رویای دیوسیرتی که خوراک خرگوش خورده ( The Dream Of A Rarebit Fined ) را ساخت و در آن از حقه های سینمایی نظیر خارج شدن کفش ها از اتاق ، ناپدید شدن اثاثیه و پرواز تخت خواب در آسمان استفاده کرد و به این ترتیب اولین آمریکایی بود که از این حقه ها استفاده می کرد.

پورتر در 1908 استودیوی ادیسون را ترک کرد تا با استقلال بیشتری فیلم بسازد. او در سال 1911 به کمپانی فیمس پلیرز ( Famous Players ) پیوست و به فیلم سازی ادامه داد.

در 1915 پورتر آخرین فیلم مستقل خود را با نام شهر جاودانی ( The Eternal City ) ساخت و پس از آن در حالی که از کارگردانی خسته شده بود در سن 43 سالگی خود را بازنشسته کرد. در 1916 به ریاست کمپانی پرسیژن ماشین ( Precision Machine ) منصوب شد. در 1925 مجددا بازنشسته شد ، اما بیشتر ثروتی را که اندوخته بود در 1929 با سقوط سهام نیویورک از دست داد ، به همین خاطر در یک کمپانی وسایل برقی به عنوان مکانیک استخدام شد.

ادوین .اس.پورتر سرانجام در 30 آوریل 1941 در نیویورک درگذشت ، در حالی که کسی نام او را به یاد نداشت.                

فیلم های برگزیده                 

• تدی وحشتناک ، آقا خرس قهوه ای ( 1901 – Terrible Teddy The Grizzly King )         

• جک و درخت لوبیا ( 1902 – Jack And The Beanstalk )          

• زندگی یک آتش نشان آمریکایی ( 1902 – The Life Of An American Fireman )        

• کلبه عمو تام ( 1903 – Uncle Tom's Cabin )                  

• سرقت بزرگ قطار ( 1903 – The Great Train Robbery )         

• محکوم سابق (1904 - The EX-Convict )               

• بیمار دزدی ( 1905 - The Kleptomania )              

• رویای دیو سیرتی که خوراک خرگوش خورده ( 1906 - The Dream Of A Rarebit Fined )                

• تس دیار طوفان ها ( 1914- Tess Of The Storm Country )                 

• قلب های حیران ( 1915 – Hearts Adrift )               

• شهر جاودانی ( 1915 - The Eternal City)               

!سینمای آمریکا در فاصله سال های 1907- 1918


ادامه مطلب